X
تبلیغات
رایتل

«من .. تــو .. آفتـــاب »
" قصه سپــــــــردن دل ، یه حقیقت دروغـــــــــه "

گاهی اوقات باید همه چیز رو به آب سپرد ... تا آب همه اون خاطرات رو چه بد چه خوب با خود به دریا ببره... همیشه دلم برای عظمت و تنهایی ِ  صخره ای که از دل آب بیرون آمده میسوخت.

اما الان میخوام فک کنم که همه خاطره هایی که داشتم و به اب سپرده شده، همون صخره ای هست که وسط دریا تنهاست ... 

خاطره های من باید راه خودشون رو پیدا کنند و زندگی کنند...میگم زندگی کنند چون دوستشون دارم ...چون فقط میخوام از ذهن و دل من برن...برن تا مایه عذاب نباشن برای اونایی که نمی خوان واقعیتش رو باور کنن...مثل ِ خود من ...

میخوام از همه سدهایی که جلو روم بستم رها بشم...از همه اون نباید ها...نباید هایی که نباید باید میشدند...میخوام زمین و آسمون برام خاص بشه...

شدم فرهاد - فرهادی که مرد و مردانه تیشه بر دوش گرفت - میخوام مرد و مردانه همه سدها رو در هم بشکنم تا جاری بشم...رها بشم...آزاد ....

اومدم اینجا که بیخیال،بی اعتنا به همه وابستگی هایی که سپردم به دریا ...بدون اینکه به اون صخره تنهای وسط دریا فکر کنم ،توی چشمات نگاه کنم و بگم :

" فـــــــرامــــــــــــــــــوش "

[ چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1392 ] [ 00:40 ] [ تلاله ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

" مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت، یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 187848